به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه از یزد، روز گذشته اولین بخش از دوره میدانی خبرنگاری (نبأ) حوزه علمیه استان یزد برگزار شد. در ادامه روایتی از دوره را به قلم شرکت کننده (خانم مزیدی) میخوانید.
◽ صبح روز پنجشنبه، وارد کلاس شدم. دوستانم را دیدم و نگاهی به اطراف انداختم. فضای کلاس ساده بود، اما جزئیاتش یکییکی توجهم را جلب میکرد، موکت صورتیرنگ که کف اتاق را پوشانده بود، جلوه خاصی به فضا داده بود. چند دقیقه بعد، مسئول و مدرس دوره میدانی خبرنگاری نبأ حجتالاسلام تقینژاد وارد کلاس شد. پس از سلام و احوالپرسی، دورهای را آغاز کرد که برای نخستینبار در حوزه علمیه برگزار میشد.
اولین مأموریت ساده به نظر میرسید، اما قرار بود نگاه ما را تغییر دهد. از ما خواسته شد سه سوژه را در همان کلاس پیدا کنیم، حجتالاسلام تقینژاد تأکید کرد که یک خبرنگار نباید منتظر بماند تا سوژه به سراغش بیاید بلکه باید سوژه را کشف کند و خودش به دنبال یافتنش برود. چند دقیقه فرصت داشتیم تا سوژهها را در دفترچههایی که در اختیارمان قرار گرفته بود را بنویسیم.
این بار قرار بود چشمهایمان را به دنبال سوژه بفرستیم. نگاهم را به اطراف چرخاندم و سه سوژه پیدا کردم. نخست، پرچم خبرگزاری حوزه بود که روی میز قرار داشت و توجهم را جلب کرده بود.
سوژه دوم، همان موکت صورتیرنگ بود، ساده، اما برای من آرامشبخش و زیبا. کمی بعد، هاشف روی قبای حجتالاسلام تقینژاد نیز توجهم را جلب کرد و آن را بهعنوان سوژه سوم یادداشت کردم. زمان تمام شد و حاجآقا از ما خواست سوژههای انتخابی خود را بیان کنیم. این نخستین لوکیشن ما بود کلاسی ساده که در نگاه اول، شاید سوژه قابلتوجهی در آن به چشم نمیآمد. اما حالا نگاهم تغییر کرده بود.
فهمیده بودم حتی در یک فضای ساده هم میتوان سوژه پیدا کرد، فقط باید دقیقتر دید. پس از پایان کلاس، به نمازخانه مدیریت حوزه رفتیم تا کمی استراحت کنیم و برای ورود به لوکیشن دوم آماده شویم. حوالی ساعت ۱۰ صبح وارد اتاق خبرگزاری شدیم. اینجا با کلاس اول تفاوت زیادی داشت، اتاقی شلوغ که هر گوشهاش چیزی برای دیدن و شاید چیزی برای نوشتن داشت. در گوشهای از اتاق، اتاق دیگری قرار داشت که روی درِ آن نوشته شده بود: (خبرگزاری حوزه). کامپیوتر، قابهای عکس رهبران جمهوری اسلامی ایران که روی دیوار نصب شده بودند، موکت و پردههای صورتی، گلدان گل، نقشه راه استان یزد و وسایل مختلف دیگر، هرکدام میتوانستند برای یک خبرنگار سوژهای باشند. دوباره همان مأموریت را داشتیم، پیدا کردن سوژه. این بار ما فقط چند طلبه در یک کلاس خبرنگاری نبودیم، (انگار کاوشگرانی بودیم که باید از میان جزئیات اطرافمان، چیزهایی را پیدا میکردیم که شاید دیگران بهسادگی از کنارشان عبور میکردند).
پس از پایان مرحله اول، حجتالاسلام تقینژاد مأموریت دیگری به ما داد، سه سوژه دیگر پیدا کنیم و از آنها عکسبرداری کنیم. تلفنهای همراه را برداشتیم و دوربینها آماده شدند. حالا قرار بود سوژهها را نه روی کاغذ، بلکه در قاب تصویر ماندگار کنیم. اولین سوژه من، یک دوربین عکاسی بود. بعد به سمت اتاق خبرگزاری حوزه رفتم. نگاهم را میان وسایل اطراف چرخاندم که ناگهان یک قاب عکس توجهم را جلب کرد. نزدیکتر شدم. میخواستم ببینم تصویر چه کسی است و آیا میتواند سوژهای برای یک خبر یا گزارش باشد؟ زیر تصویر نوشته شده بود: (طلبه فاضل و مجاهد، دکتر محمدحسین فرجنژاد)
((متن الصاقی تحریریه خبرگزاری در حوزه علمیه استان یزد: استاد عزیز طلبه فاضل و مجاهد در عرصه رسانه جناب دکتر فرج نژاد روحت شاد، کاش بودی و میدیدی که مردم مبعوث شدند در جنگ با شقی ترین اشقیا همانکه میگفتی زنده است تا نابود شود))
ادامه متن: با خودم گفتم این تصویر میتواند سوژه مناسبی برای یک متن خبری باشد، سوژهای برای شناخت بیشتر فردی که تصویرش در این قاب ثبت شده است. دوربین تلفن همراهم را بالا آوردم و تصویر را ثبت کردم. از اتاق خبرگزاری بیرون آمدم و دوباره وارد اتاق اصلی شدم. هنوز نگاهم به دنبال سوژه بود. این بار هم یک قاب عکس توجهم را جلب کرد، تصویری متفاوت از قاب قبلی، اما با همان حس افتخار. این بار تصویر امام خمینی (ره) و حضرت آیتالله خامنهای در قاب دوربین تلفن همراهم ثبت شد. حالا دیگر بهتر میفهمیدم منظور حاجآقای تقی نژاد را از اینکه خبرنگار باید سوژه را پیدا کند، چیست. گاهی سوژه درست مقابل چشم ماست، در یک قاب عکس، روی یک میز، روی دیوار یا حتی در جزئیاتی که هر روز از کنارشان عبور میکنیم. آری، سوژه همین نزدیکیهاست، فقط باید درست نگاه کنیم. شاید بسیاری از چیزهایی که هر روز از کنارشان عبور میکنیم، برای یک خبرنگار، آغاز یک روایت باشند. این بود بخشی از تجربه سوژهیابی در دوره میدانی خبرنگاری نبأ؛ تجربهای که به ما یاد داد برای پیدا کردن سوژه، همیشه لازم نیست راه دوری برویم. گاهی کافی است کمی دقیقتر ببینیم، بیشتر جستوجو کنیم و از کنار هیچ جزئیاتی بیتفاوت نگذریم.
این دوره ادامه دارد…
انتهای پیام
خبرنگار: خانم مزیدی













