به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه از یزد، مؤسسه پرتو ثقلین فراخوان حفظ قصیدهٔ تائیهٔ جناب دعبل خزاعی (ره) را اعلام کرد.
در این فراخوان از فضلا و فرزندان آنها و همچنین علاقمندان دعوت شد تا در مسابقهٔ حفظ قصیدهٔ تائیهٔ دعبل خزاعی که خدمت امام رضا (علیه السّلام) خوانده شد، شرکت نمایند.
مشخصات فراخوان به شرح ذیل است:
موضوع:
حفظ دقیق حداقل ١۰ بیت از متن قصیدهٔ و ترجمه آن.
شرایط:
1️⃣ ارائه روان متن و ترجمه در آزمون شفاهی.
2️⃣ حفظ ابیات بیشتر و انتخاب قطعات مناسبتر از این قصیده، امتیاز بیشتری دارد.
3️⃣ تسلط بر تجزیه و ترکیب ابیات، امتیاز بیشتری دارد.
4️⃣ میتوانید از متن و ترجمهٔ ارائه شده در کتاب کشف الغمة و یا علامه مجلسی بهره ببرید.
5️⃣ همچنین فایل ارسالی جهت سهولت دسترسی به متن و ترجمهٔ شعر تنظیم شده است که میتوانید از آن استفاده فرمایید.
🔹 به کسانی که حائز شرایط باشند، هدیه ای به رسم یادبود اهدا خواهد شد.
🔹 زمان: تا ظهر ٢۶ مردادماه ١۴٠۵ مطابق با ۴ ربیع الأول ١۴۴٨
🌐 ثبت نام و شرکت در مسابقه از طریق پیام به پیج ایتا به نام مؤسسه پرتو ثقلین ، کلیک نمایید
🌐 جهت ورود به تارنمای مؤسّسهٔ پرتو ثقلین کلیک نماید
📎 جهت دریافت PDF قصیده کلیک نمایید
نظر امام شهید درباره شعر دعبل خزاعی (ره) قسمت اول
قصیدهی «مدارس آیات» دعبل خزاعی؛ قصیده ای بر علیه دستگاه بنی عباس
«مدّاحی ضمن اینکه مدح بهترین خلایق عالم است -موضوعش مدح بهترین خلایق عالم است که اهلبیت (علیهمالسّلام) باشند لذا شأن و رفعت والایی دارد؛ مدّاحی بهطور طبیعی این است-
امّا شما نگاه کنید ببینید مثلاً شاعری مثل دعبل خزاعی در قصیدهی «مدارس آیات» چه دارد میگوید؛ قصیدهی «مدارس آیات» آن قصیدهای [است] که حضرت [رضا (سلاماللهعلیه)] تشویق کردند و به او کسوه دادند و صله دادند.
این قصیدهای است که اصلاً بساط بنیعبّاس را، فلسفهی وجودی بنیعبّاس را زیر سؤال میبرد و آنها را محکوم میکند؛ یعنی سیاسی محض است؛ فقط این نیست که یک روضهخوانی محض و مرثیهخوانی محض باشد؛ نه، مرثیهخوانی لازم است امّا همان کاری که در کنار مرثیهخوانی انجام میگرفته، مورد توجّه ائمّه (علیهمالسّلام) است. قصیدهی دعبل، قصیدهی کُمیت، قصائد گوناگون که شعرای آنوقت میگفتند، دیگران هم میخواندند و انشاد میکردند یعنی مثل شما که با صدا میخوانید، چه خود شاعر، چه دیگری، میآمدند و آنها را با صدا برای مردم میخواندند؛ وسایل تبلیغات جمعی عبارت بود از همینها؛
🔰 امروز شما از همینها میتوانید استفاده کنید؛ از وسایل تبلیغات جمعی بهرهمند بشوید و مردم را هدایت کنید؛ این به نظر من کار بسیار اساسیای است.» 11/1/1395
نظر امام شهید درباره شعر دعبل خزاعی (ره) قسمت دوم
هدیه امام رضا علیه السلام به دعبل به خاطر شعرهای خوب او
«شعر یک رسانه است؛ یک رسانهی اثرگذار است. یک دورهای بوده است که تنها رسانهی تأثیرگذار در عالم ــ حالا عالم اسلام تا آنجایی که ما بلدیم، میشناسیم ــ شعر بوده. شاعر شعر را میگفت و شعر خوب البتّه، بسرعت منتشر میشد و مردم آن را میشنیدند.
دعبل در خراسان آن شعر معروف خودش را خواند، بعد حضرت [امام رضا (علیه السّلام)] به او جبّه دادند، جایزه دادند.
خب او آمد بیرون و رسید قم؛ قمیها گفتند که شنیدهایم امام به تو جبّه داده، آن را به ما بده. گفت نه؛ اصرار کردند و گفتند یک تکّهاش را بده؛ حاضر نشد.
[وقتی هم در ابتدا که از مرو] با کاروان راه افتاد… خارج شد، وسط راه یک راهزنی، از آنهایی که در بیابان کاروانها را میزنند به اینها رسید و جلوی اینها را گرفت و همهی اموالشان را از آنها گرفت. رئیس دزدها آن بالا، روی یک سنگی نشسته بود. افراد دزد داشتند بار این کاروان را دانهدانه باز میکردند، برمیداشتند، چه میکردند؛ او همین طور که نگاه میکرد به عوامل خودش، این بیت را خواند که:
اَرىٰ فَیئَهُم فی غَیرِهِم مُتَقَسِّماً
وَ اَیدِیَهُم مِن فَیئِهِم صَفراتٍ
مضمون شعر این است که من مال خودم را و آنچه متعلّق به خودم است، میبینم که دارد از دستم میرود. [رئیس دزدها] کاروانها را میگفت دیگر؛ همانها را که خودشان از آن فیء خودشان دستشان خالی است؛ یعنی آن مال خودشان، دست دیگران است. این یک بیت از همان قصیدهی [دعبل] است.
دعبل گفت که بروید بپرسید که این قصیده، این شعر مال چه کسی بود تو خواندی. یکی از کاروانیها رفت، گفت این شعری که خواندی، این بیت، مال چه کسی بود؟
گفت مال دعبل است. گفت دعبل اینجا است. گفت کجا است؛
دعبل را به او نشان دادند. دعبل رفت جلو، گفت بله، این شعر مال من است؛ من [دعبل] هستم.
او هم دستور داد که همهی آنچه برده بودند به آنها پس دادند.» ۱۴۰۲/۰۱/۱۶
نظر امام شهید درباره شعر دعبل خزاعی (ره) قسمت سوم
تبیین حقیقت توسط شعرا، علت تجلیل ائمه(علیهم السلام) از ایشان
«امروز مثل خیلی از دورانهای دیگر تاریخ، ما – جریان ولایت و دوستداران ائمّه علیهمالسّلام – به تبیین احتیاج داریم؛ گفتن، بیان کردن، روشن کردن و حقایق را در معرض بینایی و دانایی انسانها قرار دادن.
اگر اهمیتِ تبیین نبود، امام صادق علیهالسّلام شاعری مثل «کُمیْت» را آن گونه مورد عنایت قرار نمیداد؛ یا امام هشتم علیهالسّلام «دِعبل» را؛ یا امام چهارم علیهالسّلام «فرزدق» را.
شعرای معروفی که شما اسمهایشان را شنیدهاید – مثل فرزدق، کُمیْت و دیگران – اینها سلمان زمان خودشان نبودند؛ اینها در مقایسهی با اصحاب عالیمقام ائمّه، خیلی متوسّط بودند. نه معرفتشان به قدر معرفت «زراره» و «محمدبنمسلم» و امثال اینها بود؛ نه فعّالیتشان در محیط اهل بیت زیاد بود. اما شما میبینید امام از اینها تجلیلی میکند که از خیلی از اصحاب بزرگوار خودش نمیکند؛ چرا؟ بهخاطر تبیین. چون اینها در یک جا حرفی زدند و نکتهای را روشن کردند که مثل خورشیدی بر ذهنها و دلها تابیده و حقیقتی را برای مردم روشن کرده است.
اینکه فرمودند: «من قال فینا شعراً و بکی أو أبکی وجب له الجنّة» کسی شعری دربارهی ما بگوید و چشمی را بگریاند، بهشت بر او واجب میشود – معنایش چیست؟ معنایش این است که بهشت را ارزان کردهاند؟ بهشتی که این همه باید عبادت کرد تا به آن رسید، آیا آن را اینطور دم دستی کردهاند؟ یا نه؛ آن کار، آن شعر گفتن و تسخیر دل با آن شعر و انتقال یک مطلب در آن روز، آنقدر مهم بوده که به خاطر آن اهمیت، جا داشته است که در مقابل یک بیت شعری که اینگونه تأثیر میگذارد، بهشت را به او وعده دهند.
هر وقت شعر شما این اثر را داشته باشد، بدون بروبرگرد، همان وعدهی بهشت در مقابلش وجود دارد. این یک محاسبهی کاملاً منطقی و روشن است.۱۳۸۰/۰۶/۱۸
انتهای پیام













